تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Second Birthday tickers رومینا فرشته کوچولوی بهشت ما
عزیز دل ما یه فرشته کوچولو هست که اومده تا بهشت ما رو چراغونی کنه

دخترکم

ده ماه از زندگی قشنگت گذشت و ده ما از بوییدنت و از عطر تنت مست مست شدیم.

خدا رو شکر میکنم که کمکمون کرد تا بتونیم تا اینجا سلامتیت رو حفظ کنیم .

عزیزکم این روزها حال خوشی نداریم یه حس رخوت به وجود هممون رخنه کرده که  من هم استثنا نیستم.

چند شب پیش وقتی که نشسته بودی سر سفره و ناگهان با صدای گروهی که تو خیابون میگفتن م*رگ بر .... به حالت نشسته شروع کردی به تکون دادن بدن و دستهای کوچولوت .

اول خندمون گرفت اما بعدش یه لحظه هردوتامون خشکمون زد .

بابایی بهت گفت: نه بابا هیچوقت نباید بگی مرگ باید بگی زندگی باید بگی زنده باد.

یک آن دلم لرزید به یاد کودکی برباد رفته و نوجوانی سوخته خودمون افتادم که در بین فریادهای مر*گ بر ها و مرده باد ها سوخت .

یاد زمانی افتادم که بزرگترین آرزویم پوشیدن کتانی سفید کره ای بود اما بجاش باید کتانی مشکی زشتی رو که به اجبار خریده بودم میپوشیدم.

شاید یه روز خنده ات بگیره از اینکه یکی از بزرگترین آرزوهای کودکی مادرت پوشیدن کتانی سفید بود.

اما خنده دار نیست چون دلم نمیخواد اون دوران برای تو و همسن هایت تکرار بشه دلم نمیخواد بجای زندگی به مرگ فکر کنین.

دلم میخواد برات شرایطی فراهم کنم که اگه یه روز از اینجا خسته شدی....

پی نوشت: مارتیای مو طلای خوشگلم . مامان لیلای مهربون ممنونم که بیاد رومینای من هستین قلبماچ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:56  توسط مامان نی نی   | 

دخترک شیرینم

عزیز مامان ، دو روز و نیم تب داری گاه و بیگاه که نفهمیدیم از نی نی سرماخورده همسایه بهت سرایت کرده یا اثرات دندون نیامده هست باعث شد زندگی رو فراموش کنیم.

نگاه کردن به چشمهای تب دار و لپهای داغ و گل انداختت غمگینم میکرد، داغی تنت که وقتی بخودم میچسبوندم قلبمو آتیش میزد و کاری از دستم بر نمیومد.

هر بار که تبت میرفت بالا از اون گل خندان و شاداب تبدیل میشدی به یه نی نی بی حال که دیگه چشماش خنده نداشت.

روزی که تبت قطع شد و دیگه بالا نرفت دوباره شروع کردی به چهار دست و پا رفتن و تمام خونه رو گشتی.

وقتی اومدی جلوم واستادی و دستات رو به بازوم تکیه دادی تا کمکت کنم از مبل بالا بری و برسی به آویز گل فهمیدم دوباره رومینای خودم شدی .

وقتی دیدی حواسمون به تلویزیون هست با سرعت برق خودت رو به میز ال سی دی رسوندی و جلوش واستادی و منتظر شدی یکیمون طبق معمول بیاد مواظبت باشه فهمیدم تو گل شیطون خودمی.

وقتی دستم رو جلوی صورت بابایی گرفتم و گفتم دست نزن بابا مال منه. با سرعت برق خودت رو به ما رسوندی دستت رو با خنده از بالای دست من رد کردی و یه مشت از موی بابایی رو تو دستت گرفتی و کشیدی تا به من ثابت کنی که بابا مال تو هم هست ،فهمیدم تو رومینای همیشگی خودم هستی.

یکم بد غذا شدی لثه ات هم متورم شده نمیدونم علامت دندون در آوردن هست یا چیز دیگه.

از خدا میخوام هیچوقت مریضیت رو بهمون نشون نده ، از خدا میخوام سالم و تندرست باشی .

کوچولوی مامان همیشه سالم و شاد باش دلم میخواد همیشه همینطور پر انرژی ببینمت.

خدایا به حق خدایی خودت کوچولوهامون رو بهمون ببخش و در پناه خودت سالم و تندرست نگهشون دار.

پروردگارا، میخوام کمکمون کنی تا بتونیم با تمام وجود از گلهای زندگیمون مراقبت کنیم.

الهی آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:45  توسط مامان نی نی   | 

کوچولوی قشنگم

امروز تولد بابای نازنینت هست.

میدونم که دوستش داری میدونم که وقتی می بینیش از خوشی ذوق میکنی .

اما میخوام یادت باشه پدرت بهترینه، پدرت برات تو این ۱۸ ماه یعنی دقیقا از زمانی که تو اعلام وجود کردی به اندازه چندین سال زحمت کشیده تا تو بهترین امکانات رو در اختیار داشته باشی.

پدری که بخاطر راحتی تو شرایط کاریش رو تغییر داد تا هم به من کمک کرده باشه و مجبور نباشم خونه نشین بشم هم تو آرامش داشته باشی و مثل خیلی از بچه های این شهر مجبور نباشی سر صبح راهی مهدکودک بشی.

پدری که با همه این اوصاف باز از فشار کاری خودش کم نکرد تا بتونه هر آنچه بهترینه برات فراهم کنه.

دخترکم یادت باشه از این آدمها تو این دنیای بزرگ به اندازه انگشتهای دست هستن و تو واقعن خوش شانس بودی که یکی از بهترین ها نصیبت شده.

مامانی قشنگم دلم میخواد وقتی بزرگ شدی و اینا رو خوندی بیشتر از تمام لحظه های گذشته قدر پدرت رو بدونی که اگه سالمی ، اگه شادابی ، اگه خوشبختی بخاطر برکت وجود سایه چنین پدری بالای سرت هست که اجازه نداده چیزی باعث ناراحتیت بشه.

نازنینم امروز روز تولد پدرت هست ، این روز رو هیچوقت از یاد نبر.

 

 

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 9:57  توسط مامان نی نی   |