
|
|
|
|
|
سلام مامانی قشنگم امروز دومین روزی بود که تو خونه جا گذاشتمت ، دلم برات تنگ شده بود اما دروغ چرا دل نگرونت نبودم چون وقتی بابایی پیشت هست خیالم جمعه جمعه. اما وقتی برگشتم و جا مو با بابایی عوض کردم دل نداشتم تو رو یه لحظه پایین بذارم انگار من بیشتر به تو محتاجم تا تو به من دلم میخواد از لحظه لحظه بودن با تو لذت ببرم تا بتونم لحظه های دوری رو جبران کنم. فعلا ساعت کاریهامون رو تقسیم کردیم و تا اونجا که در توانمون باشه سعی داریم تو رو دیر تر به مهد بفرستیم.
آگهی بازرگانی: تمام برنامه های کامپلوتری خود را به سرکار خانم مهندس رومینا بسپارید ، حسابی وارده همیشه کلی با لپ تاپ کوچیکه باباییش تمرین میکنه.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 20:55 توسط مامان نی نی
|
|
||