
|
|
|
|
|
سلام رومینای مامان
دختر خوشمل و خوشمزه من یکماهگیت مبارک گرچه پدر ما دو تا رو صلوات دادی اما از دیدنت سیر نمیشیم.
می بینی از بس که میخواستی تند تند بیای حتی نتونستم خبر اومدنت رو اینجا بنویسم.
هنوز هم برام نوشتن سخته چون تمام وقتمون با تو میگذره.
عزیز دل مامان ، میدونم اینجا وبلاگ تو هست اما فعلا تا یکم بزرگتر بشی نمیتونم مرتب برات بنویسم ترجیح میدم تا زمانی که فرصت دارم در کنار خودت باشم و از بو کردن و بوسیدنت لذت ببرم.
قربون اون چشای درشتت برم ، سفید برفی من. کم کم داری استارت بیدار شدن رو میزنی و من باید سریع بیام پیشت تا اوقاتت تلخ نشه .
عسل مامان عاشق اون لبخندهای بی معنی و کج و کوله ای هستم که تو خواب و بیداری بهمون میزنی . هر روز که میگذره شیرین تر میشی و خواستنی تر ، بابات که وقتی بیرون از خونه هست شونصد بار زنگ میزنه که حالت رو بپرسه یا صدات رو بشنوه . می بینی؟ به همین راحتی جای من رو اشغال کردی هووی خواستنی من.
باید از دکترت وقت بگیرم تا برای چک آپ یک ماهگیت ببریم.
وقتی میخوای از خواب بیدار بشی اول کش میای بعد خودت رو جمع میکنی و پاهات رو میاری تو سینه جمع میکنی و حسابی گرد میشی بخاطر همین بابات صدات میکنه کاج کوچولو چون شبیه میوه کاج میشی.
کاج کوچولوی من دوستت دارم هوارتا |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:43 توسط مامان نی نی
|
|
||